دل تنگی های نرگس* ۲۴ *
yandm allah ghosadan amandur allah ghorbat yerda oulum yaman dur allah man bir gharib gushudom gondum sanun ghalbuva azizlarimi atdm galdim sanun eluva har bir darduva duzdum mana san yar oulasan bilmadim akhir bir gun man gharibi atarsan anam yokhdi maninm dardimi bilsin allah zarra zarra yanir janim azizim gursin allah yandm allah ghosadan amandor allah ghorbat yerda oulum yaman dur allah ruzigara neynadim manna yuzin dondaribdi neynamisham manim eshghimi bo dunyada falak chundaribdi neynamisham zamana ghosadan ghalbimi viran eyladin manii majnun kimi chollarda sargardan eyladun
دل تنگی های نرگس* ۲۳*
گفت: نمي دانم كه در قيد كه هستي
طرفدار خدا يا بت پرستي
نمي دانم در اين دنياي محشر به چه عشقي چنين ساكت نشستي
از اين عاشق كشي ها دست بردار
كه كار بت پرست بي وفايي نه من كه غصمه درد جدايي
كه تو خود ناخداي روزگاري
به روي زورقي در هم شكسته مثل ماهي كه رو ابرها نشستي
به تو محتاجم اي يار موافق
به تو محتاجم اي همراه عاشق
بگو رندانه مي گويي صد افسوس تو نور ماهي و من نور فانوس
تو هشيارانه گفتي يا زمستي نفهميدم كه د رقيد كه هستي
من هيچم و پوچم تو بمان سينه و راز تويي
به تو محتاجم اي يار موافق
به تو محتاجم اي همراه عاشق
گفت : من غرق سكوتم تو بخوان قصه پرداز تويي من هيچم و پوچم تو بمان سينه و راز تويي
من رو به زوالم دم آغاز تویی

دل تنگی های نرگس* ۲۲ *
دل تنگی های نرگس* ۲۱ *
دل تنگی های نرگس* ۲۰ *
دل تنگی های نرگس* ۱۹*
دل تنگی های نرگس* ۱۸ *
دل تنگی های نرگس* ۱۷ *
دل تنگی های نرگس*۱۵ *
دل تنگی های نرگس* ۱۴ *
دل تنگی های نرگس* ۱۳ *
دل تنگی های نرگس * ۱۲ *
دل تنگی های نرگس * ۱۱ *
یه تو این دنیای نامرد
پسره بود که به دختری دلبسته بود
پسره اون دختر رو خیلی دوست داشت
وبه اون میگفت:
اگه من دوتا چشم داشتم واسه همیشه باهات میموندم
یه روز یه نفر پیدا شد که چشماشو داد به پسره
پسره وقتی که تونست عشقش رو ببینه
به دختر گفت:
دیگه نمیخوامت واز پیش من برو
دختره وقتی که داشت میرفت
لبخند تلخی زدو با اشک به پسره گفت
((مواظب چشمای من باش))
دل تنگی های نرگس * ۱۰ *
من وتو ساغر يك ريشه هستيم
نهال نازك يك بيشه هستيم
جدائي مان چه بار آورد بنگر
شكسته از دم يك تيشه هستيم
دل تنگی های نرگس* ۹ *
يك مشت خاطره
با يك مشت خاطره هاي خوب وبد
مگه ميشه تا ابد زندگي كرد
همه جا اشكم سرازيره و
دل از زندگي سيره و
انگار اين روز ها
دل داره ميره
ميره پی كارش
دل تنگی های نرگس* ۸ *
دل تنگی های نرگس* ۷ *
گذر عشق
وقتي كه حرف من نبود
كدوم صدا در تو نشست
كدو ستاره پر كشيد
تو چشمای تو نطفه بست
غريبه ای
اما
دلم براي تو پرمي زنه
براي پيداكردنت
به هر شبي سر ميزنه
خيلي غريب واسه من از چه شبی جدا شدی
از چه زمين خاك تو لونه سايه ها شدی
كدوم غروب نشونی داد شب از كدوم جاده ميای
از عاشقای رهگذر نشوني منو بخوای

دل تنگی های نرگس* ۶ *
پشت یک قاب شیشه ای
که شبای منو با خود میبره
جایی که گذشته هام
مثل تصویر از تو قابش می گذره
پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس
پشت قاب شیشه پنجره ای
مثل یک حقیقت
رفته به باد منو با خود ميبره
مثل یه رویا توی خواب
شهر من
من به تو می اندیشم
نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را می بینم
که گرفتی منو در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم
و تو را صدای دل می خوانم
دل تنگی های نرگس * ۵ *
سؤوك بيرياغمور يار كن رسميني اليمده باكار كن دون اكشام گوزلريم دولدو
وردين گولري كوكلاركن
سؤوك بيرياغمور يالار كن رسميني اليمده باكار كن دون اكشام گوزلريم دولدو
وردين گولري كوكلاركن
ايچيم ايچيمه سميور سنسيز يار يوزوم گولميور گجه لر صاباح اولميور
فيرارت ميش اويكولاريم
ايچيم ايچيمه سميور سنسيز يار يوزوم گولميور گجه لر صاباح اولميور
فيرارت ميش اويكولاريم
رسميني آتشه آتار كن آيرليق شاركسي ديللر كن اللريم قلم توتمادی
الوداع مكتوبي يازاركن
رسميني آتشه آتار كن آيرليق شاركسي ديللر كن اللريم قلم توتمادی
الوداع مكتوبي يازاركن
ايچيم ايچيمه سميور سنسيز يار يوزوم گولميور گجه لر صاباح اولميور
فيرارت ميش اويكولاريم
ايچيم ايچيمه سميور سنسيز يار يوزوم گولميور گجه لر صاباح اولميور
فيرارت ميش اويكولاريم
souk bir yaghmor yarkan
rasmini alimda bakarkan
dun aksham guzlarim doldu
vardeyin gullari koklarkan
ichim ichima smyor
sansiz yar yuzum gulmiyor
gejalar sabah olmiyor
firarat mish oykularim
rasmini atasha atar kan
ayriligh sharkisi dillarkan
allarim kalam tutmadi
alvida maktubi yazarkan
ichim ichima smyor
sansiz yar yuzum gulmiyor
gejalar sabah olmiyor
firarat mish oykularim
دل تنگی های نرگس* ۴ *
آه اي دل ساده هر چي ميكشم زتو ميكشم و بس
اين عاشقيم كار تو بود اي دل بي كس
از رنج گذشت كار من و اشك چه فايده
از يار گذشتم من و با اين دل ساده
چون شمع شدم آب ولي هيچ نگفتم
ماندم تو اين غربت سردپاي پياده
آه اي دل ساده هر چي ميكشم زتو ميكشم و بس
اين عاشقيم كار تو بود اي دل بي كس
رفاقت توي غربت كه معنايي نداره
صداقت ديگه مرده به دل جايي نداره
گل عشق ومحبت ديگه خشكه خدايا
گل كينه ونفرت شده خانوم گلها
آه اي دل ساده هر چي ميكشم زتو ميكشم و بس
اين عاشقيم كار تو بود اي دل بي كس























